، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

دخمل ناز مامانی

بزار از اول شروع کنمـ

1391/10/27.....روز چهارشنبه ساعت 18:45 چشمای نازت رو باز کردی ....فقط جیغ میزدی ...مامان جون و بابا جون بابا ی مهربونت خاله ی ماامان هم همراه ما دوتا اومده بودن بیمارستااان ... وقتی اومدی پشم گفتم وووووی این چه نازه ....این دخمل ناز مامانشه ... ...
28 شهريور 1393

سلام

ســـلام دخی مامان امروز تصمیم گرفتم که تمام کارای تو رو جایی ثبت کنم کجا بهتر از اینجا همیشه میمونه و روزی تو هم میتونی بهشون دسترسی داشته باشی الان کنارمی وکنجکاوی که چی کار میکنم وبا شمارش ازم میخوایی که باهات حرف بزنم وخوشحالیی به قولهـ خودت (یـــــک "تــــــــــــــو:همون دو) راستی الان تا پنج میتونی بشماری  فدای تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو  
28 شهريور 1393
1